على محمدى خراسانى
188
شرح رسائل (فارسى)
و گرنه با تمكن از علم نبايد بسراغ امارات رفت چون همان تالى فاسدى كه ابن قبه گفت لازم مىآيد . 5 - و من مىگويم اين حكمى كه در مورد اماره جعل مىكند از وجوب عمل و سلوك يك حكم ظاهرى است نه حكم واقعى ، حكم واقعى همان حكم عند اللّه است . براى روشن شدن مطلب نياز به مثال عرفى و شرعى داريم كه در جلد دوم شرح اصول فقه مبحث اجزاء و در جلد سوم آن در مقدمات مباحث حجت آوردهام و در اينجا تكرار نمىكنم . سؤال : امارات گاهى بر وجوب يا حرمت و خلاصه بر حكم الزامى واقع مىشوند و گاهى بر استحباب يك عمل يا كراهت آن و يا وجوب تخييرى و يا اباحه قيام مىكنند با اين حساب شما مىگوئيد : در سلوك برطبق اماره مصلحت است لذا شارع متابعت از آن را بر ما واجب نموده ما مىگوئيم : در اماره بر وجوب يا حرمت ، وجوب متابعت معنا دارد ولى در اماره بر اباحه يا استحباب و . . . وجوب متابعت به چه معنى است ؟ جواب : منظور از وجوب متابعت يعنى وجوب تطبيق عملى بر اماره در مقام التزام يعنى اگر خواستى انجام دهى بايد به استناد اماره باشد كه چون اماره گفته مستحب است انجام مىدهم يا چون اماره گفته مباح است انجام مىدهم نه اينكه اماره اگر اباحه را هم گفت بر ما واجب باشد عمل پس منظور لزوم استناد است نه لزوم عمل و اين در موارد قطع به حكم هم سارى و جارى است . ان قلت : مستشكل مىگويد : مصلحت سلوكيهاى كه شما عنوان كرديد برمىگردد به همان سببيت معتزلى و حقيقت كلام شما و معتزله يكى است اگرچه در اسم و عنوان فرق داريد بيان ذلك :